زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم
سلام..
بالاخره بعد از یه غیبت صغری دوباره پیدام شد..نمی دونید چه قدر دلم برا وبلاگو وبلاگ خوناو وبلاگ نویسا تنگ شده بود...جاتون خالی جایی رفته بودم که همتونو دعا کردم...
دوس داشتن دل ميخواد نه دليل پس من دوستون دارم بي دليل ![]()
خب بریم سراغ شب شعر این ماه که مصادف شده بود با روز جوون که قبلش روز جوون
و به همه ی جوونای قدیمو جدید تبریک میگم...
و اما بعد... ![]()
راستش اون روز یه شب شعر استثنایی داشتیم ... ازهمه لحاظ..از ساعت شوروعش بیگیر تا موضوعات مورد بحثش..به قول شهرام شکیبا بیشترشعرای خونده شده همه زیر تریبونی بودهالبته خودشم بی شیطنت نبودا...![]()
شهرام شکیبا معتقده که آدما از دو قسمت تشکیل شدن..یکی بالایتریبون و یک قسمت هم پایین تریبون که اون قسمتو مجریا میدیدن...
این ماه شعر ها خیلی خوب بود مثل همیشه با طنازی دوستا همراه بود..خیلی قدیمی بودن وخیلی ها هم جدید اومده بودن...![]()
در ضمن کلی هم غیبت فرزاد حسنی رو کردن که من اصلا خوشم نیومد... واقعا که از آقای کاردان توقع نداشتم... بی خیال آخه هر کسی به مقدار فهمش حرف میزنه دیگه
خلاصه جمعیت هم این قد بود که خیلی ها نتونستن بیان تو...مثل محمد رضا دوستم و ...
تازه خوده رضا ساکی هم اگه با رضا رفیع آشنا نبود شاید نمی تونست بیاد داخل سالن...
اطلاعات کامل تر رو تو وبلاگه شکر خند که ارکیده هاشمی مینویسه ببینید ...فکر کنم این دفعه هم محدثه آقاجانی (که یه زمانی به وبلاگه فرزاد سر میزد) بهش کمک کرده
...



